تبلیغات
بی نشونه ها - قسمتی از وصیتنامه معلم شهید محمد رحیمی..

بی نشونه ها

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان
جعبه حدیث

در اواخر وصیتنامه نمی خواهم که..

کسی که با این انقلاب سازگار نیست ، بر من نماز بخواند ، حتی هر کس در جلسه دفنم شرکت می کند ، باید بداند که من جان خویش را برای چه و در چه راهی ، صرف نموده ام و اگر کسی این زحمت را به خود نمی دهد نمی خواهم در جلسه دفن من ، شرکت کند ، ممکن است که جسدم به دست شما نرسد ، اگر جسدم به دست شما رسید ،

پهلوی یارانم ، عقیل و رضا، دفنم کنید ، زیرا ما به یکدیگر قول دادیم ، که هر سه در کنار هم باشیم ، حتی شبی ، عقیل و رضا را در خواب دیدم ، هر سه خوشحال بودیم و شادی می کردیم و همیشه با رضا با هم بوده ایم ، می خواهم که هم جسمم و هم روحم تا ابد با او باشد و دوست داشتیم که با رضا ، غریب شهید شویم ، برای همین بود که خداوند توفیق مشهد رفتن را به من داد و اکنون که این سعادت نصیب من ، شده است ، خوشحال هستم ، و در اخر حلالیت می طلبم ، از کسانی که از من ، بدی دیدند و من باعث رنجش انها شده ام ، که خدا می داند که مقداری از ان ، در اثر نا اگاهی که داشتم ، بود.

انهایی که بدی و رنجش دیده اند ، به پهلوی شکسته فاطمه ام ببخشند ،  و اجر ان را از فاطمه بخواهند.


برچسب ها: شهید محمد رحیمی،

نوشته شده در سه شنبه 25 تیر 1392 توسط شهید گمنام
مقام معظم رهبری

نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
Nasr19