تبلیغات
بی نشونه ها - ای شهید من شرمنده ام

بی نشونه ها

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان
جعبه حدیث

ای شهید من رو سیاه شرمنده ام من نتوانستم جواب سرخی خون تو را بدهم البته جواب دادم اونم چه جوابی ...
یه جواب دادم که تو دیگه نمی تونی به من نگاه کنی
همه چی رو فراموش کردم و راه قبلیمو ادامه دادم ...
یادم رفت تو رفتی که ناموست عرضه نشه ولی حالا به خاطر یه لقمه نون ......
تو رفتی که نمازمون قضا نشه ولی حالا مسجدا ....
اره رفتی که سیاهی چادر همه چیز را بپوشونه ولی حالا ...
رفتی تا حرف ولیت زمین نیفته ولی حالا خون به دل .....
بازم بگم بگم چه جوری جواب خونتو دادم بگم ..
البته نیاز به گفتن که نداره تو خودت زنده ای داری می بینی من بیچاره خودمو به ندیدن زدم سرمو
مثل کپک کردم زیر برف اما ....

برچسب ها: دلنوشته،

نوشته شده در جمعه 16 فروردین 1392 توسط شهید گمنام
مقام معظم رهبری

نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
Nasr19